راز نوشتن مطالب دینی
قابل توجه دانش آموخته گان علوم دینی
راز نوشتن مطالب دینی
با تشکر از کلیه ی کسانیکه به تشویق و ترغیبم پرداخته ،و به این ترتیب ، به من انگیزه ی نوشتن خلق کرده اند .
برخی از خوانندگان وبلاگ « تعقل » بار ، بار ، پیشنهاد کرده اند که بیشتر در مورد رخدادهای سیاسی و باصطلاح مسائل روز ، بنویسم . ولی ، من هم چنان ، علاقمند پرداختن به مطالب و موضوعات دینی هستم ، چرا ؟
دوستان عزیز ! لازم است دریابند که من ، مسافری دردمندم که در وادی رنجها و محرومیت ها آه و اشک ها قدم می زنم . از روزی که توانستم کشور و مردم خویش را مشاهده نمایم ، به سختی گریستم و آنگاه که گریه امانم داد ، در اندیشه ی آزادی مردم ، آبادی وطن و حاکمیت دین اسلام راستین بودم و هستم . دروازه های بسیاری را زدم و راه های بسیاری را رفتم ـ از جنگ مسلحانه گرفته تا گام زدن در دهلیزهای سیاست ـ اما به هدفم ، تقرب نیافتم که نیافتم و هر روزی که میگذشت ، اوضاع بدتر از روز قبل می شد ، همانطوری که همه ی ما شاهد هستیم .
از این فراز و فرودها ، به یک نتیجه دست یافتم و آن اینکه : ما افغانستانی جماعت ، از نظر « احساسات » و « عقل » در زندگی خویش و در تعامل با رخدادها و پیش آمدها ، بیشتر ، از احساسات پیروی می نمائیم تا از « عقل » و به عبارت دیگر « عقل » ما تابع «احساسات » ما قرار میگیرد . این تابعیت عقل از احساسات.این برداشت من است و شاید شما با من در این زمینه موافقت داشته باشید یا ، موافقت نداشته باشید .
از جانب دیگر ، بر این باورم که « احساسات » یک مقوله ی بسیار انرژی زا و در عین حال کور است که در نتیجه ، چون دیگ بخار زود جوش می آید و منشا حرکت های انفجاری و کانترول ناشده و غیر هدفمند قرار می گیرد .
افراد و مجموعه های انسانی موفق در زندگی خویش ، همانهای هستند و بودند و خواهند بود که زمام « احساسات » خویش را در کف « عقل» روشن بین ، حسابگرا ، مصلحت اندیش و فائده جویش می سپارد که در نتیجه ، انرژی حاصله از « احساسات » را در جهت مفید و بصورت حساب شده به کار می اندازند .
توجه کنید ! یک روزنامه ی امریکائی خبر ازانجام شدن یک عمل حرمت شکنانه در آمریکا ، نسبت به قرآن کریم می دهد و افغانستانی جماعت ، بدون اینکه از صحت و سقم این خبر بپرسد و در صورت صحت،راه های صحیح مقابله با آن رابجوید ،به ساختمانهای متعلق به دولت افغانستان ، حمله می برند ، آدم خود را می کشند ، ساختمان های متعلق به خود را به آتش کشیده و تخریب می نمایند و اسناد املاک و جایدادهای خویش را طعمه ی حریق میکنند ؟!
به نظر من ، این جلوداری و غلبه ی « احساسات » بر «عقل » از منابع گوناگونی منشا می گیرد و تغذیه میشود که یکی از مهم ترین آن منابع ، تفسیر عقب گرایانه و با خرد قبیلوی ، از متون « دینی» می باشد .
واقعیت این است که اکثریت قریب به اتفاق مردم ما مسلمان و جامعه ی ما رنگ و بوی عمیقا دینی دارد . مخالفت شدید و ستیزه جویانه ی مردم افغانستان با پدیده های نو و خردورزانه ، بعلت نوع تلقی آنها از آن پدیده هاست که حاصل آن تلقی ، قرار دادن آن پدیده ها در مقابل « دین » است . « دین » برای مردم افغانستان بسیار عزیز و به کلام دیگر ، همه چیز است .
بنابراین ، بهروزی ما افغانستانی جماعت درگرو یک « نهضت معقول سازی در مناسبات انسانی » درکشور است و مهم ترین عرصه ی این معقول سازی ، باید متوجه نوع تفسیر و تصویر مقوله های دینی باشد .
معقول سازی مناسبات انسانی از اهم امور است و میباید همه ی نیروهای فکری جامعه در این جهت بسیج شود تا قدرت « محاسبه » ، «دقت» و « تامل » در سطح ملی راه رشد در پیش گیرد . اگر اهل خرد ورزی و اندیشوی در این جهت توفیقی بدست آورند ، مردم به ابزاری مجهز می شوند که خود بر هر پدیده و رخدادی ، درنگ نموده با دقت آن را بررسی کنند و بفرمان « عقل » از « احساسات » خویش بخوبی و درستی استفاده برند . آنگاه است که تصویر و تفسیر معقول ، از منابع و از جمله منابع دینی بدست آورده ، به بهروزی دستیابند .
تحلیل و تفسیری که بوسیله ی من و امثال من صورت میگیرد ، زیاد مفید نیست و کمتر راه به واقعیت می برد ، زیرا تحلیل و تفسیر مفید از اطلاعات دست اول و واقعی سرچشمه می گیرد و اطلاعات لازم ، تنها در اختیار کسانی قرار دارد که تصمیم گیر ، اند و من و امثال من تنها ، به اطلاعات کانترول شده که از طریق رسانه ها بیرون داده می شود ، دسترسی داریم و نه بیش از آن . این گونه تحلیل ها که بر این گونه اطلاعات ، ارائه می شود ، حد سیاتی بیش نیست و آدمی زاده را قبل از اینکه به واقعیت ها رهنمون شود ، به وادیی حیرت و سر درگمی می کشاند.
برای مثال ، شما نحوه ی برخورد ولسی جرگه را با وزراء پیشنهادی در نظر بگیرید . در این مورد حدسیات زیاد است و من به چند مورد از آن ، اشاره می نمایم :
1 ـ اوپوزیسیون ، نحوه ی برخورد ولسی جرگه را با وزراء پیشنهادی ، مشت رد به سینه ی رئیس جمهور تفسیر کرده و این عمل را نا کامیی مهم برای وی به حساب آورده اند .
2 ـ قوم گراها ، از زاویه ی دیگری به این عمل پارلمان نگریسته ، پشتونیست ها را مسئول و یا منشا این عمل ، قلم داد کرده اند .
3 ـ کسان دیگری ، گفته اند آقای حامد کرزی با استفاده از وکلاء طرفدارخود در پارلمان ، با یک تیر دو نشان را زده است . تیر اول را به سمت متحدین خود رها کرده ، وزراء پیشنهادی شان را در لیست آورده اما از دریافت رای اعتماد، محروم شان ساخته است . تیر دوم اینکه برای وزراء مورد نظر خود ، رای اعتماد ، دست و پا نموده . از این دید ، موفقیت و زبر دستی بیشتر از این نمی شود.
4 ـ برخی دیگر ، انگشت اتهام را جانب داکتر عبدالله نشانه گرفته، وی را متهم به تحقیر نمودن جامعه ی پشتون در جریان انتخابات، نموده اند . این ها معتقد اند : این اقدام ولسی جرگه تبلور خشم وکلاء پشتون تباری می باشد که در پارلمان از یک اکثریت بالا برخوردار می باشند .
5 ـ تعدادی از اعضای ولسی جرگه ، نحوه ی برخورد پارلمان ، نسبت به وزراء پیشنهادی را ، حاکی از مستقل اندیشی اعضای پارلمان دانسته اند .
6 ـ و هستند کسانی که عامل اصلی را در اخذ رای اعتماد و عدم اخذ آن ، مقوله ی « رشوه » را پیش کشیده اند .
اینکه واقعیت چیست ؟ خدا میداند و آنهای که در مرکز تصمیم گیری موقعیت دارند . و اما حدسیات یاد شده ، از ظرفیت واقع نمائی عملکرد ولسی جرگه در قبال وزراء پیشنهادی ، برخوردار نمی باشد و نتایجی که از این حدسیات وارد اذهان افراد عادی می شود ، چیزی جز دامن زدن به حساسیت های قومی و بی اعتمادی ، نیست ، چیزی که در همه حال و بویژه در وضعیت کنونی ، زهر مقاتل است برای حیات ملی .
از دانش آموخته گان علوم دینی ، انتظار می رفت که به عناوین « پروگرام افشاگری » ، « درایت و مدیریت حسنین (ع) » و « از پس قرنها و از فاصله های دوری ، چگونه می توان ، عملا به یاری حسین شتافت؟» توجه جدی نمایند.اساتید ، این مباحث را غنای بیشتر بخشند و آنانی که در مسیر تحصیل قرار دارند ، به تشویق بپردازند و یا به نقدش اقدام نمایند .
ولی احساس می شود که دوستان تحصیل کرده ی علوم دینی ، به این گونه مباحث ، علاقه واهمیت اندکی نشان می دهند و این ، برای صاحب این قلم بسیار درد آور است .
ما چه بخواهیم و یا ـ خدای ناخواسته ـ نخواهیم ، با مردمی روبرو هستیم که احساسات دینی در قطره ، قطره خون شان حضور بسیار قوی دارد . همین حضور احساسات دینی در ذره ، ذره وجود مومنان است که همه ساله ، با فرارسیدن ماه محرم ، مساجد و تکایا و حتی سر دروازه ی خانه ها و محل کار سیاه پوش می شوند و چشمان میلیون ها انسان اشک الود می گردد و میلیاردها پول نذر امام حسین «ع» می شود .
امام حسین «ع» و عاشورایش ، انرژیی عظیمی را خلق کرده است که چون سیل بنیان کن می خروشد و در هر کوچه و خیابان سرازیر می شود . امروزه کشورهای پیش رفته ، با ایجاد سدها ، سیل های مدهش را مهار کرده به عنصر قابل استفاده و سازنده ، تبدیل می نمایند . سیلی که قبل از اعمال پروگرام مهار سازی ، آبادیها ، مزارع و چمن زار سر راه خود را ویران می کرد ، اینک مزارع را مشروب ساخته ، چمن زار و سرسبزی می آفریند .
اگر تحصیل کردگان دینی ، این انرژیی عظیم را مدیریت نکنند و در جهت مفید ، مثبت و خلاق بکار نه اندازند ، چون سیل ، به نیروی تخریبی تبدیل می شود . مگر سیل ها را نمی بینیم که برای مدیریت آن ، قدم علم نمی کنیم ؟! مگر فریاد کمک طلبانه ی امام حسین «ع» بگوش ما نمی رسد ؟!