پروگرامهای افشاگری
تذکر!خونندگان دقیق وهوشمند« تعقل»درمورد انتشار سخنرانی استاد فصیحی یاد آوری آموزنده ای نموده اند وآن اینکه:مطالب مر بوط بهعاشورا،باید درایام عاشورا انتشار یابد تا مناسبت حفظ گردد.
ولی براین باوریم که درحوزه دینهمیشه باید تحقیق کرد،خواندوانتشار داد.گرچه تناسب زمانی،خودمساله ی قابل تأمل است.
پروگرامهای افشا گری
1- زیارت
آنچه را که پیروان خاندان پیامبر «ص» تا اکنون در ارتباط با عاشورای حسینی انجام داده اند و حتی ، الآن ، نیز انجام می دهند ، رفتن به « زیارت کربلا» ،وبر پا داشتن مراسم « تعزیه » است.
به « زیارت کربلا» رفتن و بر پا داشتن مراسم « تعزیه » هر دو ، بر بنیاد سفارش های اکید وارثان خاندان امام حسین «ع» استوار گشته و قوام یافته است و یک روند ایجاد شده و پرداخته شده از جانب پیروان خاندان پیامبر«ص» نمی باشند .
فلسفه تعزیه داری و زیارت
با در نظر گرفتن توصیه ای بودن زیارت وتعزیه ، سوال از فلسفه این دو روند ، فرا روی ما قرار می گیرد و از خود می پرسیم : تعزیه و زیارت بمنظور تحقق کدام هدف ، و یا هدف هائی ، از سوی خاندان پیامبر «ص» طراحی و توصیه شده است ؟ عزاداران و زائران حسینی ، موفقیت ، یا ناکامی خویش را با در نظر گرفتن کدام معیار و ابزار ، بسنجند ؟
یافتن پاسخ پرسشهای فوق و نوع پاسخ ، حجم و مدت زمان این دو پروگرام را در حیات اجتماعی پیروان خاندان پیامبر «ص» تعیین می نماید ، از این رو ، لازم می آید که به تبیین فلسفه تعزیه و زیارت پرداخته شود .
مناسبت قدرت و تربیت
به گاهی که قدرت سیاسی و ثروت های عمومی در حوزه تسلط انسانهای فاقد تربیت انسانی ، قرار گیرد ، خون ریزی، ویرانی و آواره سازی در جامعه شکل می گیرد . انسانهای فاقد تربیت سالم ، فاقد ظرفیت لازم جهت مدیریت قدرت و ثروتهای عمومی ، هستند .
زمانی که قدرتمندان فاقد تربیت ، فاجعه می آفرینند ، با نگرانی روبرو می شوند . آنها از انتقال تصویر و خبر فاجعه مخلوق خویش به انسانهای دیگر به شدت نگران و وحشت زده می شوند . از این رو ، پروگرام « پنهان کاری » به عنوان بهترین گزینه جهت جلوگیری از پخش تصویر و خبر آن ، برای آنها مطرح و عملی می شود .
جلب توجه افکار عامه ، به سوی مظلومیت قربانیان ، یکی از عوامل بسیار برجسته در جهت محکومیت و فروپاشی رژیم های ستمگر و آدم کش بوده و می باشد . امروزه جریانهای انقلابی وابسته به محرومین و قربانی ستم ستمگران به جهت مطرح نمودن مظلومیت خویش ، به دو عمل بسیار مهم دست می زنند و آن دو عمل عبارتند از :
الف ـ خود سوزی در مقابل دفاتر مجامع بین المللی .
ب ـ ربودن طیاره های مربوط به رژیم های ستمگر و آدم کش و به گروگان گرفتن سوار يهای آن .
هر وقتی که فرد از جان گذشته ای وابسته به جریانهای انقلابی جهت عملی نمودن فرمان مرکز رهبری خویش ، خود را در برابر دفتر مجامع بین المللی به آتش می کشد ، این تراژدی ، چون بمب در جهان صدا نموده ، توجه انسانهای برخوردار از وجدان را به سمت ظالمین و مظلومان ، در نقطه ای از نقاط جهان جلب کرده ، همدردی آنها را بر می انگیزانند و همین اثر ، به میزان کمتر، در طیار ربائی نیز موجود می باشد .
در شرائطی که نظامهای جبر و جور با تمام قدرت و امکانات ، در پی محو فاجعه کربلا و کربلائیان از صفحات قلوب انسانها و تاریخ بودند و در عملی شدن این مأمول از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی ورزیدند ، افروختن یک شمع ، تدویر یک جلسه ي ار چند کوچک ، حضور فرد یا جمعی بر سر قبر ویران شده امام حسین «ع» ، اشک ریختن فرد و جمع به یاد امام حسین «ع» و یارانش و گفتن ماجرای قتل عام خاندان پیامبر «ص» در کربلا ، تا کجا میتوانست اثر گذار و ارزشمند باشد ؟ در این جا دو نیروی نابرابر در برابر هم قرار دارند : کتمان کنندگان فاجعه و افشاگران فاجعه . کمیت یک شاعر افشاگر است و این افشاگری وی آنقدر خطر ساز است که نظام حاکم در پی اعدام وی می باشد ولی به او ، دست نمی یابد .
با در نظر گرفتن توضیح فوق به دهه ی چهارم و پنجم قرن اول هجری بر میگردیم و عاشورای حسینی را مورد مطالعه قرار می دهیم :
فاجعه قتل عام مردان خاندان پیامبر «ص» و یارانشان و به اسارت گرفته شدن زنان و فرزندان خرد سال آنها ، در ماه محرم سال 61 هجری صورت گرفت و این فاجعه دقیقاً محصول دست یافتن خاندان ابوسفیان تربیت نایافته ، به قدرت سیاسی و ثروت های عمومی مسلمانان آنروز ، بود .
معاویه طی یک قرار داد پنج ماده ای ، به قدرت و ثروت های ملی دست یافت و در مدت زمامداری خویش مقوله های زیر را ، از کار آفرینی مثبت و ثمر بخش ، انداخت :
1- قانون
2- مردم
3- حکومت
4- در آمدهای ملی
امام حسین «ع» متکی به ماده دوم قراردادی که معاویه را به قدرت رساند از به رسمیت شناختن حکومت یزید خود داری نموده ، پروگرام موثر سازی مقوله های ذکر شده را در جهت ساختن یک حیات بالنده و تکامل جو ، روی دست گرفت .
مردم کوفه ، به سهم خویش اعلام آمادگی نموده ، قول همکاری با امام «ع» را در جهت موثر سازی ، دادند اما به این وعده خویش وفا نکرده ، پا پس کشیدند.
حکومت یزید ، با استفاده از قدرت و ثروت های عمومی مسلمانان، فاجعه آفریده ، اعضای خاندان پیامبر «ص» را با بدترین صورت ممکن قتل عام نموده اموال شان را غارت ، زنان و دختران خردسال،و یارانشان را به اسارت برد.
فاجعه ، به وسیله حکومت یزید خلق شد اما هراس از پخش تصویر و خبر فاجعه ، گریبان حکومت یزید را به سختی گرفت که هرگز رهایش نمی کرد . دستگاه یزید ، برای پنهان سازی واقعیت سیمای قربانیان ، به پشتوانه حقوقی اقدام آنها حمله آورده ، به تخریب پرداخته ، چنین عنوان کردند :
1- خاندان پیامبر «ص» علیه حکومت قانونی ، دست به اقدام مسلحانه زده اند و حکومت یزید ، چاره ای جز سرکوب انها نداشته است .
2- خاندان پیامبر «ص» با نادیده گرفتن اصل مهم و دینی « توازن قوا » ، وارد یک جنگ نابرابر شدند. این نادیده گرفته شدن اصل « توازن قوا » از جانب خاندان پیامبر «ص» ، آنها را در برابر این نهی خداوند که «و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه » ( خود را با امکانات خویش ، در معرض نابودی قرار ندهید ) قرار داده اند که به این ترتیب ، خاندان پیامبر «ص» نه تنها در مخالفت با حکومت خلیفه المسلمین برخاسته اند بلکه در برابر خداوند نیز ـ نعوذبالله ـ قد علم کرده اند .
نخستین افشاگری و دادن تصویر و خبر صحیح در مورد فاجعه کربلا بوسیله اسیران از خاندان پیامبر «ص» و در رأس ان ، امام زین العابدین «ع» ، حضرت زینب ، ام کلثوم و دختران امام حسین «ع» ، در کوفه و شام ( مرکز اقتدار حکومت یزید ) صورت گرفت و توطئه های پنهان سازی حکومت یزید در مورد فاجعه ی کربلا تا حدی خنثی گردیده ، حکومت فاجعه آفرین ، در موضع انفعالی قرار گرفت.
امامان معصوم «ع» در بعد از امام حسین «ع» در جهت زدودن پرو گرام پنهان سازی خلفاء جور ، دو روند دیگری را تاسیس و به جریان انداختند که سخت موفق بود و موثر افتاد. آن دو روند ، عبارتند از :
الف ـ روند زیارت
ب ـ روند تعزیه داری
زیارت
زیارت که از نظر لغوی به معنی « ملاقات » است ، یک ملاقات ساده و غیر تنظيم شده نمی باشد و با دادن چهار تا سلام و فرستادن پنج تا صلوات محقق نمی گردد .
ائمه معصومین «ع» پیروان خویش را بشدت ، تشویق به رفتن به کربلا و زیارت قبر امام حسین «ع» و سایر شهداء فاجعه کربلا ، می کردند . اما اداب، تشریفات و متن زیارت نامه از جانب خود ائمه «ع» ترتیب و تنظیم گشته در اختیار زائران قرار می گرفت .
متن زیارت نامه ها نشان می دهد که افراد و کاروان های زیارتی ، نقش هیئت های سیاسی امروزین را بازی می کرده اند و بل ، بسی فراتر و ژرف تر از آنها .
محتوی زیارت نامه ها
جان محتوای زیارت نامه ها را ، معرفی ائمه هدی «ع» تشکیل می دهد . فرد و جمع زائر ، با حضور بر سر مزار آنها ، معرفی نامه هایی را قرائت می نمایند که موقعیت و مناسبت ائمه «ع» را در قبال مقوله های متنوع و گوناگونی ، تبیین می کند . آنقدر که در معرفی ائمه «ع» و نشان دادن جایگاهشان ، در زیارت نامه ها پرداخته شده است ، در متون دیگر دینی ، به آن توجه و تاکید ، صورت نگرفته است .
این نوشتار ، گنجایش پرداختن به محتوای کلی زیارتنامه ها را ندارد و علاقمندان میتوانند ، به دو اثر دیگری از همین قلم ـ استراتژی مبارزاتی ائمه معصومین «ع» و استاندارد تفکر اسلامی ـ مراجعه نمایند ولی به چند محور از محورهای که در زیارتنامه ها ، طرح شده است، اشارتی صورت می گیرد .
تبیین چند موقعیت ائمه «ع»
موقعیت های ائمه «ع» که به مناسبت موضوع این نوشته ، در این جا آورده می شوند ، به قرار ذیل اند :
الف ـ موقعیت نسبی ائمه «ع» در زیارت نامه ها .
یک مطلبی که زائران به هنگام ملاقات خویش با قبور ائمه علیهم السلام ، مطرح و اعلام می نمایند ، پیوند نسبی انهاست . طرح این مطلب ، بیانگر این واقعیت است که زائران ، به ملاقات و دیدار اشخاص مجهول الهویه از لحاظ نسب نمی روند بلکه با شناخت و آگاهی تمام، پیوند نسبی شخص و یا اشخاص مورد ملاقات را اعلام می نمایند .
فلهذا ، زائران به هنگام زیارت امام حسین «ع» چنین سلام می دهند :
السلام علیک یابن محمد المصطفی ( درود بر تو ، ای فرزند محمد مصطفی «ص»!)
السلام علیک یابن علی المرتضی ( درود بر تو ، ای فرزند علی مرتضی «ع» )
السلام علیک یابن فاطمه الزهرا ( درود بر تو ، ای فرزند فاطمه زهرا «ع» )
السلام علیک یابن خدیجه الکبری ( درود بر تو ، ای فرزند خدیجه کبری «ع» )
زائران امام حسین «ع» با تقدیم این گونه سلامها ، به آن حضرت ، وی را با ذکر پدر کلان و مادر کلان ، پدر و مادر، به دیگران معرفی می نمایند و یاد آور می شوند : آن حسینی که ما به ملاقات و زیارتش آمده ایم ، پدرش علی ، مادرش فاطمه ، جدش محمد «ص» و جده اش ، خدیجه کبری می باشد .
ب ـ پیوند خانوادگی :
زائران ، به معرفی امام حسین «ع» از نظر نسب ، بسنده نمی نمایند بلکه به تبیین موقعیت و پیوند خانوادگی وی نیز می پردازند ، لهذا خانواده ای که ائمه «ع» بدان ارتباط دارند ، نیز به معرفی گرفته می شود .
السلام علیکم یا اهلبیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحی و معدن الرحمه و خزان العلم و منتهی الحلم و اصول الکرم و قاده الامم و اولیاء النعم و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و ساسه العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمن و سلاله النبیین و صفوه المرسلین و خیره رب العالمین و رحمه الله و برکاته
درود بر شما ( ائمه «ع» ) ای کسانیکه به خانواده ای تعلق دارید که :
1- نبوت در آن خاندان قرار دارد .
2- جایگاه رسالت و پیامبری الهی می باشد .
3- فرشته گان در آن خانه ، به رفت و آمد مشغولند .
4- وحی الهی در آنجا فرود می آید .
5- آن خانه ، معدن رحمت های الهی است .
6- آن خانواده ، گنجینه های دانایی و آگاهی است ،
7- در آن خانواده ، حلم به کمال رسیده ،
8- ریشه های کرم و بزرگواری در آنجاست ،
9- پیشوایی گروه های انسانی ، در آنجا موجود است ،
10 – صاحبان نعمت های الهی ، در آنجا می باشد ،
11- چهره های برجسته نیکوکاران ، در آنجا هستند ،
12- خیر اندیشان بزرگ ، در آن خانواده وجود دارند ،
13- مدیران امور زندگی بندگان خدا ، در آنجا هستند ،
14- آن خانواده ، استوانه های موجودیت شهر ها را تشکیل می دهند ،
15- آنها دروازه های ورود به حوزه ایمان ، می باشند ،
16- آنها ، امانت داران خدای رحمان در روی زمین هستند ،
17- آنها ، فرزندان پیابران الهی می باشند ،
18- آنها ، از برگزیدگان پیامبران هستند ،
19- آنها ، اهلبیت برگزیده رب العالمین می باشند .
امام حسین «ع» در پیوند با چنین خاندانی قرار دارد و چراغش ، از یک چنین منبع نوری تغذیه می نماید .
ج ـ موقعیت ائمه «ع» در روند خداجوئی و خدا خواهی :
از آنجا که فرد زائر یک عنصر مومن است و در جامعه ی مدعی دینداری زندگی می نماید ، مقوله « هدایت » برایش از مقام ویژه ای برخوردار می باشد . مقوله های «ضلالت » و « هدایت » حرف اول و آخر در یک جامعه مدعی دینداری به حساب می آید . به همین خاطر است که حاکمان ، به نام " خلیفه الله " و "خلیفه رسول الله " ، قدرت سیاسی را فرا چنگ آورده ، ثروت های عمومی را در اختیار می گیرند و مدعی می شوند که جامعه انسانی را به سوی خدا ، هدایت و رهبری مینمایند . به این خاطر ، فرد زائر ، موقعیت ائمه «ع» را در فرایند خداخواهی و خداجوئی ، چنین به تصویر می کشد :
بابی اتنم و امی و نفسی و اهلی و مالی ، من اراد الله بدءبکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم
پدر و مادرم ، جان ، اهل و مالم ، قربانی راه تان باد ! هر کس ، خدا می خواهد ، از شما شروع می نماید و هر کس توحید می طلبد ، با تبیین شما می پذیرد و هر کس ، خدا می جوید ، به شما توجه می نماید ، چون ، در آغاز راه خداخواهی شما قرار دارید ، و توحید ، با تبیین شما قابل فهم و پذیرفتن می شود ، و جوینده خدا ، او را در سیمای شما متجلی می بیند .
د ـ موقعیت ائمه «ع» د رروند حرکت تکاملی افراد و جوامع انسانی :
تند روی و کند روی ، افراط و تفریط ، بحیث دو مقوله آفت آفرین ، در حرکت تکاملی افراد و جوامع انسانی ، شناخته شده است . فرد و جمع زائر ، ائمه «ع» را بعنوان معیار درست اندیشیدن و بجا، عمل کردن ، در مسیر تکامل افراد و جوامع انسانی ، معرفی می نماید :
فالراغب عنکم مارق واللازم لکم لاحق و المقصر فی حقکم زاهق و الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم و انتم اهله و معدنه و میراث النبوه عندکم .
افراد و جوامع انسانیي رو گردان از شما ، خارج از مسیر تکامل قرار دارند و آنهای که در پیمايش مسیر تکامل ، شما را همراهی می نمایند ، به مقصد می رسند و آنهای که در فرمان برداری شما ، کوتاهی بخرج می دهند ، نابود می شوند ، ( چون ) حق ، ( در همراهی ) با شما نهفته است و ( حق ) از شما ( سرچشمه ) می گیرد و ( حق ) بسوی شما باز می گردد ( چون تنها شما ) اهل حق و معدن آن می باشید و میراث نبوت ، در نزد شما است .
ح ـ ائمه «ع» ، وارث مسئولیت های پیامبران الهی :
مطلب دیگری که زائر ، به تبیین آن می پردازد ، مناسبت ائمه «ع» با پیامبران «ع» می باشد ، زائر ، در قالب «سلام» ائمه «ع» را مخاطب قرار داده آنها را وارث جریان «نبوت » و پیامبری ، معرفی می نماید .
یکی از زیارت نامه های معروف ، زیارت وارث است که مخاطب زائر ، شخص امام حسین «ع» می باشد ، زیارت مذکور چنین آغاز می شود :
السلام علیک یا وارث ادم صفوه الله ( درود بر تو ، ای وارث آدم، برگزیده خدا )
السلام علیک یا وارث نوح نبی الله ( درود بر تو ، ای وارث نوح ، پیام آور خدا )
السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله ( درود بر تو ، ای وارث ابراهیم ، دوست خدا )
السلام علیک یا وارث موسی کلیم الله ( درود بر تو ، ای وارث موسی ، هم سخن خدا )
السلام علیک یا وارث عیسی روح الله ( درود بر تو ، ای وارث عیسی روح خدا )
السلام علیک یا وارث محمد حبیب الله ( درود برتو ، ای وارث محمد ، محبوب خدا )
هـ ـ موقعیت دوستی ، دشمنی و ... ائمه «ع»
زائران ، خصومت ورزی و دوستی با ائمه «ع» را در متن دوستی و خصومت ورزی با خدا ، اعلام می نمایند و می گویند :
من و الاکم فقد والی الله و من عاد اکم فقد عادالله و من احبکم فقد احب الله و من ابغضکم فقدابغض الله و من اعتصم بکم فقد اعتصم بالله
کسیکه شما را به دوستی برگزیند ، خدا را به دوستی برگزیده است و کسیکه با شما عداوت پیشه نماید ، با خدا عداوت پیشه نموده است و کسیکه به شما محبت ورزد، به خدا ، محبت ورزیده است و کسیکه با شما خصومت ورزد ، با خدا خصومت ورزیده است و کسیکه به شما چنگ زند ، به خدا ، توسل جسته است .
و ـ موضع گیری زائر :
زائر ، تنها به معرفی ائمه «ع» در حین زیارت ، نمی پردازد ، بلکه به موضعگیری نیز اقدام می نماید . یک عنصر زائر ، موضع خویش را در رابطه به ائمه «ع» و مخالفان آنها ، چنین اعلام می کند :
بابی انتم و امی و اهلی و مالی و اسرتی ، اشهدالله و اشهدکم انی مومن بکم و بما امنتم به کافر بعدوکم و بما کفرتم به مستبصر بشأنکم و بضلاله من خالفکم موال لکم و لاولیائکم مبغض لاعدائکم و معادلهم سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم محقق لما حققتم مبطل لما ابطلتم .
پدرم و مادرم ، خانواده ام ، مالم و خویشاوندانم ، فدایتان باد ! خدا و شما را گواه می گیرم به اینکه : به شما باور دارم و به باورمندی شما نیز باور دارم . دشمنانتان را نادیده می گیرم و آنچه را که شما نادیده گرفته اید ، در نظر نمی گیرم و بر دشمنانتان خشمگینم و با آنها دشمنی می ورزم . با هر که شما در وضعیت جنگی بسر می برید در جنگم و با هر کسیکه شما سر آشتی دارید ، من نیز ، در وضعیت آشتی ، قرار دارم . آنچه را که شما تثبیت کرده اید . تثبیت می کنم و بر هرچه که شما خط بطلان کشیده اید ، خط بطلان می کشم .
ذ ـ زائر ، جهت انتقام گرفتن از دشمنان ائمه «ع» ، اعلام آمادگی می نماید :
فرد زائر ، قضیه مبارزه ائمه «ع» را باافراد و تشکیلات ظلم و جور خاتمه یافته تلقی نه می کند بلکه از موضع خون خواهی و انتقام گرفتن از دشمنان آنها ، سخن به میان آورده چنین اعلام می نماید :
فاسأل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفه اولیائکم و رزقنی البرائه من اعدائکم ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره و ان یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الاخره و اساله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله و ان یرزقنی طلب ثاری مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم .
از خدای که من را بوسیله فرمان برداری از شما و دوستان تان ، گرامی داشت و بیزاری از دشمنان تان را نصیبم کرد ، می خواهم که مرا در دنیا و آخرت ، در جمع شما قرار دهد و ثبات قدم صادقان را در دنیا و آخرت ، در پیشگاه شما را آرزانیم دارد . و از او می خواهم که مرا به مقام پسندیده ای در نزد شما برساند و خون خواهی را با رهبری امام ظاهر و گویای به حق ، از شما ، نصیبم گرداند .
به این ترتیب ، روند ( زیارت ائمه «ع» ) بصورت یک جریان ضد حکام جور در آمد و ، کربلا بحیث یک مرکز تجمع نیروهای ضد ستم تبلور یافت ، بگونه ای که هر حاکم ستمگری ، از این مرکز، پیام تهدید ، خشم و نفرت از ستم و انتقام از ستمگران ، دریافت نماید .
یکی از متفکران در مورد نقش جریان زیارت و عکس العمل خلفاء جور چنین می نویسد : « بنی امیه و بنی عباس همواره از توجه مردم به زیارت حضرت سیدالشهداء مانع بودند و پیوسته حائر مقدس حسینی را با پاسگاه ها و قلعه های اطراف که پر از سربازان مسلح بود ، دیدبانی می کردند و مراقبت بقسمی سخت و دقیق بود که خیلی کم اتفاق می افتاد که زائری جان بدر برد ، و عموماً با ازارها و شکنجه ها و قتل ها روبرو بودند و هر چه این فشار از طرف خلفاء زیاد می شد ، مقاومت مردم هم شدیدتر می گشت ، و هر چه مقاومت بیشتر می شد ، دستگاه ناراحت تر می گشت و بیشتر جدیت می نمود ، چه دست ها که در این راه قطع کردند و چه سرها که بریدند و چه اعضائی که قطعه قطعه نمودند ولی ابداً تاثیر نمی کرد ، در زمان بنی عباس مکرر در مکرر قبر حسین بن علی را خراب کردند ، آب بستند ، شیار کردند . ولی مردم بمجردی که از طرف حکومت ، تسامحی احساس می کردند ، فوراًٌ مرمت می کردند ، بنا می ساختند ، و یا تعمیر می نمودند ، لذا در تاریخ حائر که انسان مطالعه می کند ، خراب کردن آن در چه وقت بوده بدست چه کس انجام شده و کی فرمان داده همه مشخص است . اما اینکه چه کس تعمیر نمود و چه کس نفقه آن را داده عموماً معلوم نیست و این خود حاکی است که مردم چگونه در این امر فداکاری داشتند و اخلاص بخرج میدادند .
علت این جلوگیری از زیارت اباعبدالله «ع» آیا جز این بود که دولتها ی ستمگر وقت اشتیاق و توجه مردم را بدین امر مخالف سیاست خود می دیدند و با اجتماع مردم بر سر تربت حسین بن علی دستگاه ظالمانه خود را در خطر زوال و نیستی و ریشه کن شدن میدانستند ؟
چون زائر حسین بن علی خوب میداند که حسین شهید راه عدالت خواهی است ، شهید راه جلوگیری از ظلم و ستم است ، شهید راه نهی از منکر و امر به معروف است ، شهید را ه امضا نکردن حکومت غاصبانه است ، شهید راه جلوگیری از حکومت استبدادی و ظالمانه است لذا احدی از خلفاء نمیتواند حاضر باشد که مردم به حسین بن علی تا این حد توجه داشته باشند و در مقام زیارت و عزاداری او تا سرحد جان حاضر باشند .
با اینکه پاسگاه ها و دیدبانهای دولت مرتب مواظب بودند ، از ظلمت شب استفاده نمودند و خود را به حائر حسین «ع» میرساندند ، و قبل از طلوع فجر به غاضریه و نینواکه در نزدیک کربلا است می گریختند ، به خبر ذیل توجه کنید که موید گفتار ماست :
ابوالفرج اصفهانی در کتاب « مقاتل الطالبیین » به سند خود از مردی بنام محمد بن حسین اشنانی نقل کرده گوید : خیلی طول کشیده بود که من از ترس به زیارت حسین بن علی «ع» موفق نشده بودم و بالاخره خود را بخطر انداختم و گفتم هرچه باداباد و به اتفاق یکی از عطر فروشان تصمیم گرفتیم و به قصد زیارت خارج شدیم روزها پنهان می شدیم و شبها حرکت می کردیم تا به اطراف غاضریه رسیدیم از غاضریه نیمه شب بیرون رفته از میان پاسدارانی که بخواب رفته بودند آهسته،آهسته خودرا به قبر مطهر ابا عبدالله رساندیم؛ امامکان قبردراثرخرابی برما معلوم نبود جستجوی زیادی نمودیم تاموضع قبررایافتیم صندوقی راکه روی قبربودکنارانداخته بودند ونیم سوخته بودوبقبرآب بسته بودند، به قسمی که جاهای نرم زمین فرورفته بود وگود وبلند شده وبصورت خندقی درآمده بود،باری قبر مطهر را زیارت کردیم بوی خوشی از آن موضع استشمام میکردیم ، از رفیقم که خود عطر فروش بود پرسیدم این چه بوئی است ؟ گفت بخدا سوگند تا کنون چنین بوی خوشی به مشامم نرسیده ، با قبر وداع نمودیم و در چند موضع ان علامات و نشانیها گذاشتیم و پس از ان متوکل به قتل رسید با عده ای از ال ابیطالب بسوی قبر شریف رفتیم و شیعیان کمک کردند و قبر را بصورت اول برگرداندیم .
ازین قضیه معلوم میشود که چقدر اهتمام درین امر می نمودند ، و حسین «ع» در دنیا ملاک حق و باطل شناخته شد هر که با حسین مخالفت میکرد هر نوع مخالفتی که می شد ولو جلوگیری از عزاداری و زیارتش بود ، او را باطل می شمردند و با او مخالفت می کردند . البته باید از این هم غافل نبود که حضرات ائمه «ع » بعد از حضرت سیدالشهدا مردم را به زیارت حائر حسینی «ع» زیاد تشویق و تشجیع می نمودند و از روایات چنان مستفاد می شود که ائمه اطهار زیارت سیدالشهدا را امر حیاتی اسلام میدانستند و لذا در سفر حج عدم خوف جانی را شرط وجوب می شمردند چنانکه فقهاء هم جملگی همین را فتوا میدهند ولی نسبت به زیارت حسین بن علی «ع» هر چه خوف و ترس زیادتر می شد و مخالفت دشمن بیشتر می گشت،ائمه اطهار «ع» ثواب زیارت را نزد خدا بیشتر می گفتند و مردم را بیشتر تشویق به زیارت می نمودند و این چطور می شود که حج با ان همه عظمت با خوف ، مجزی ، نباشد . و زیارت کربلا با اینکه احتمال نود درصد کشته شدن بود در روایات باز تاکید شده این نیست مگر اینکه ائمه «ع» برای زیارت در آنزمان تقدم موضوعی قائل بودند یعنی بقای حج و زیارت خانه خدا را در چنین موقعی وابسته به زیارت حسین بن علی میدانستند و الا ، غیر از این ، محملی ندارد .
بیشتر قیامهای علویین که در طول تاریخ زمان بنی امیه و بنی عباس بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا «ع» رخ داد شعارشان « یا لثارات الحسین » بود و اغلب سر قبر مطهر آن حضرت از یکدیگر بیعت می گرفتند . لذا خلفاء از مرقد آن حضرت هم خائف بودند و همیشه کاخ ستمگری شان در اضطراب و تزلزل بود ، اگر چنین نبود چرا آنقدر از زیارتش جلو گیری می کردند ، بنی امیه که تا هفتاد سال بعد از آن حضرت روی کار بودند ، مرتب مامورین شان مزاحم زائرین حسین بن علی بودند . ( غفاری ، علی اکبر مقدمه بررسی تاریخ عاشورا از ص 39-42 )
نتیجه
در آغاز کلام ، دو پرسش مطرح گردید :
1- فلسفه زیارت و تعزیه چیست ؟
2 - زائران و عزاداران ، در تحقق اهداف خویش تا کجا به موفقیت دست یافتند ؟
هر گاه گزارش فوق را ملاک قضاوت خویش در جهت بر آورد میزان موفقیت زائران ، قرار دهیم ، در می یابیم که زائران ، خلفاء جور را که سعی در کتمان نگهداشتن عاشورای حسین «ع» داشتند ، به سختی و بصورت معجزه آسا ، شکست داده اند و آنها ، نه تنها توفیق مکتوم نمودن حادثه عاشورای حسینی را از چشم و قلب مردم ، نصیب نه شدند بلکه رابطه مردم با شهداء کربلاء را نیز قطع نتوانستند و امروز حسین «ع» و حماسه عاشورایش ، در سطح بین المللی ، شناخته ترین پدیده ي تاريخ می باشد .
البته روند آشنائی با امام حسین «ع» به پایان خویش نرسیده و پیروان خاندان پیامبر «ص» توفیق آشنائی لازم با خاندان پیامبر «ص» را بدست نیاورده اند ولی امکانات و شرایط زمان ایجاب می نماید که عاشورا شناسی نه از طریق روند «زیارت کربلا » بلکه از طریق مطرح نمودن آن در دانشگاه ها و اکادمی علوم ، صورت گیرد .
امروز که 1369 سال از فاجعه کربلا می گذرد ، فاجعه آفرینان ، خود از صفحات قلوب مسلمین محو و در دل تاریخ دفن شده اند و در تقابل با جریان افشاگری به سختی شکست خورده اند ، امام حسین «ع» در وضعیتی قرار دارد که نه تنها قابل کتمان نیست بلکه ، بارگاهش در سرتاسر دنیا نظیر ندارد و کاخ سرخ و سفید در برابر آن قابل ذکر نمی باشد و مراجعین درگاه حسینی ، در بعض از روزهای سال ، به بیش از یک میلیون نفر میرسد ، پروگرام افشاگری نیز با موفقیت به پایان رسیده .
با به پایان رسیدن موفقیت آمیز پروگرام « افشاگری» فصل دیگری ، لازم است گشوده شود و آن ، گام نهادن ، در مسیری است که حسین «ع» و یارانش ، آنرا پیمودند .
مسیری که امام حسین «ع» و یارانش پیمودند ، « مسیر موثر سازی » بود . با تابش نور اسلام، مردم ، در جهت به قدرت رساندن مدیران صالح و شایسته ، موثر بودند و ثروتهای ملی در جهت زدوده شدن فقر عمومی از سیمای جامعه ، موثر بود ، و قانون ( قرآن و سنت ) در تنظیم مناسبات انسانی ، موثر بود ، و حکومت در جهت عرضه داشتن خدمت به مردم، موثر بود اما با تسلط معاویه بر جامعه ، مردم از اثر گذاری در جهت تعیین عناصر صالح و شایسته برای مدیریت جامعه محروم گردید و حکومت موروثی شده و ثروتهای ملی در اختیار و انحصار گروه حاکمان قرار گرفت و از اثر گذاری در جهت زدودن فقر عمومی ، خارج گشت و قانون ( قران و سنت ) از مرجعیت افتاد و تنظیم مناسبات انسانی در چنگال حاکمان ارباب صفت افتاد ، و حکومت ، از عرضه ی خدمات به مردم سر باز زد ، و امام حسین «ع» قدراست کرد تا این چهار مقوله را دوباره موثر سازد .
گرچه نام و فریاد امام حسین «ع» با مقوله « مبارزه با حاکمان ستمگر » درهم امیخته است و تا سخن از امام حسین «ع» و کربلایش به میان می آید ، ذهن شنونده ، بصورت اوتوماتیک به سمت تقابل مسلحانه با حکومت وقت ، جهت می گیرد .
اما ، باید بطور واضح گفت که مبارزه مسلحانه با حکومت فعلی افغانستان ، در فارمول « تعامل امام حسین «ع» با حکومت جور » جائی ندارد ، زیرا در این فارمول ، نحوه و شکل تعامل با حاکمان جور را ، وضعیت مردم تعیین و تکلیف می نماید . به این صورت :
الف ـ بد حکومتی ، بهتر از بی حکومتی است . هرگاه مردم در وضعیتی قرار دارند که از توان روی کار آوردن عناصر شایسته و صالح ، محروم می باشد ، نباید با حاکمان جور به تقابل مسلحانه پرداخت ، زیرا در یک چنین وضعیتی ، دو گزینه ، بیشتر در برابر جامعه قرار ندارد و آن دو عبارتند از :
1- حاکمیت فتنه و انارشی بر جامعه .
2- حاکمیت عناصر ستم پیشه ، بر جامعه .
پیامبر «ص» در مورد یک چنین وضعیتی فرموده اند : سلطان ظلوم خیر من فتنه تدوم.
تسلط حاکمان ستم پیشه ، بهتر از افتادن جامعه ، به کام هرج و مرج و انارشی ، می باشد .
ب ـ در صورتی که وضعیت جامعه ، آمادگی ایجاد حکومت صالحه را نداشته باشد و بر انداختن حکومت ستم پیشه، افتادن جامعه را به کام هرج و مرج و انارشی ، در پی داشته باشد ، حفظ یک چنین حکومتی ، در یک چنین شرائطی ، یک تکلیف و مسئولیت دینی می باشد .
ج ـ در صورتی که جامعه در تحت تسلط حکومت جور قرار دارد و امکانات جامعه و آمادگیهای آن ، برای ایجاد حکومت صالحه محرز گردد ، وظیفه ، بر اندازی حکومت جور است ، ارچند براندازی ، بدون برخورد مسلحانه ، صورت نگیرد .
امام حسین «ع» به مدت بسیت سال شاهد حاکمیت ستمگرانه ی معاویه بر جامعه مسلمین بود ، اما هیچگاهی به اقدام براندازانه ، بشکل مسلحانه ، دست نزد . تا اینکه معاویه از دنیا رفت و مردم کوفه ، جهت برقراری حکومت عادلانه، اعلام آمادگی نمود و امام حسین «ع» نیز به این اعلام آمادگی مردم کوفه ـ چون علی «ع» که به درخواست مسلمانان موجود در مدینه پاسخ مثبت داد ـ لبیک گفت .
ما به تبعیت از امام حسین «ع» در پروسه « موثر سازی » وارد می شویم و پایان موفقیت آمیز پروگرام «افشاگری» را جشن می گیریم و می کوشیم تا :
1- مردم ، در جهت به قدرت رساندن عناصر شایسته و صالح ، موثر واقع شوند .
2- حکومت ، در جهت عرضه خدمات لازم ، به مردم ، موثر واقع شود .
3- سرمایه های ملی ، در جهت زدودن فقر عمومی ، موثر واقع شود .
4- قانون ، در جهت تنظیم مناسبات عادلانه افراد و مجموعه های انسانی ، موثر واقع شود.
موثر سازی افراد
پروسه « موثر سازی » در آن چهار عرصه ، محدود نمی گردد بلکه پروسه «موثرسازی» عرصه ی دیگری نیز دارد و آن عرصه ، عبارت است از « موثر سازی افراد » . افرادی که در چپرکت شفاخانه ها خوابیده اند و نیازمند به خون می باشند .مابتاسی از امام حسین «ع» و یارانش ، با هدیه خون خویش ، اقدام به نجات آنها کرده ، قادرشان می سازیم که در سامان دادن زندگی آبرومندانه ، برای خویش ، موثر واقع شوند .
مادر زندگی خویش ،بنام ویاد حسین بی علی (ع)چیزهای را بصورت داوطلبانه میدهیم اما از مؤثریت آن برای دهنده وبرای کسی که داده می شودیعنی حسین بی عیل(ع) هیچ نمی پرسیم.
یکی ازماده ی بسیار حیاتی ای که بنام ویاد امام حسین میدهیم،«خون» است.زندگی وسلامت جسمی هر آدمی زاده ای،به وجود وسلامت خونش وابسته می باشد .وقتی،حد اکثر خون،از بدن آدمی زاده خارج شود مرگش فرامیرسد،وهر گاه خون آدمی زاده نا سالم گردد به مرض گرفتار می شود. ما،بارها وبار ها شنیده ایم که فلان کس بخاطر خون ریزی زیاد فوت کرد ویافلان کس،بخاطر فاسد شدن خونش جان خود راازا دست داد.
خون،با این همه اهمیتی که دارد،با زنجیر های تیغ دار ،از بدن ما خارج می شود. سینه زنان وزنجیر زنان به یاد اما حسین (ع) چنان از خود بیخود می شوند که بسادگی سینه خودرا سیاه وپشت وپهلوی خودش را پاره پاره نموده خون خویش را بر فرش مسجد ،حسنیه،خیابانها وکوچه ها می ریزند.
بیائید این خون ها را ازبی خاصیتی خارج ساخته،مؤثر بسازیم. این خون ها زمانی «مؤثر»می شوند که درمراکز صحی کشور جمع شده به بدن بیماران نیازمند بخون،تزریق گردند. پیش بسوی مؤثر سازی.
2ـ تعزیه داری
دومین برنامه ای که بمنظور مقابله با پروگرام « کتمان سازی » فاجعه سازان فاجعه کربلا ، از جانب ائمه معصومین (ع) ، طراحی و اجرا گردید ، پروگرام « تعزیه داری » برای امام حسین (ع) بود .
هما نطوری که در مورد پروگرام « زیارت » گفته شد ، پروگرام « تعزیه داری » نیز ، با توصیه ها و سفارش های ائمه معصومین (ع) شکل گرفت و شکل و شمایل « تعزیه داری » بر حسین بن علی (ع) نیز بوسیله آن بزرگوران مشخص گردید .
علقمه از امام باقر (ع) در مورد « تعزیه داری » چنین نقل می کند : « ثم لیندب الحسین و یبکه و یامر من فی داره ممن لایتقیه بالبکاء علیه ...و لیعزبعضهم بعضا بمصابهم الحسین علیه السلام.
لازم است که ( دوستان من ) برای حسین (ع) مخته نموده گریه کند و اعضای فامیل خویش را که گریه کردن بر حسین (ع) به آنها ضرر نمی رساند ، نیز مامور به گریه کردن و مخته نمودن کند . و هم چنین لازم است بخاطر مصیبتی که از ناحیه شهادت امام حسین «ع» برپیروان ما ، وارد شده است ، به همدیگر «تعزیت » بگویند .
قلت : و کیف یعزی بعضنا بعضا؟
قال : تقول : عظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع و لیه و الامام المهدی من ال محمد...(میزان الحکمه حدیث شماره 12713)
راوی می گوید : از چگونگی تعزیه گوئی ، از امام پرسیدم . امام «ع» در جواب چنین گفت : « تعزیه گوئی با این عبارت صورت می گیرد : خداوند پاداشهای ما را بخاطر مصیبتی که با شهادت امام حسین «ع» به ما رسید ، بزرگ نماید . ما و شما را در جمع خونخواهان او ، همراه ولی اش و امام مهدی که از خاندان محمد (ص) می باشد ، قرار دهد .
با این تعریفی که امام باقر (ع) از کیفیت و شیوه «تعزیه گوئی » ارائه می دهد ، مطالب ذیل بدست می آید :
1- فرد یا افراد تعزیه گو ، قلب سوزان و چشمان اشک بار دارند ، چه اینکه اگر دل نسوزد چشم ، اشک نمی ریزد ، زیرا گفته اند : اشک چیزی جز شکل تبدیل یافته ی خون دل نیست که بوسیله ی غده های تعبیه شده در چشم ، خون به اشک تبدیل می شود .
تعزیه گویان حسینی ، قلب شان می سوزد و چشم شان می گرید اما کنترل خود را از دست نمی دهند و این است که حالت «جزع»بر آنها عارض نمی گردد و آنها ، با مصیبت وارده ، با «صبوری » مقابله می نمایند .
«جزع» نقطه مقابل «صبر» است و هر دو ، نحوه ی عکس العمل انسان است در مقابل مصیبت یا مصائب وارده . انسانهای تربیت یافته ، به هنگام ابتلاء به مصیبت ، خود را نمی بازند و بر اعضا و جوارح خویش تسلط دارند . به این خاطر ـ به گفته ی پیامبر اکرم(ص) ـ دل شان می سوزد و اشک های شان جاری می شود و اما در عین حال ، اعمال و اقوال غیر منطقی از آنها سر نمیز ند . فرد «جزوع» بر اثر فشار وارده از مصیبت ، به یک تکه فریاد و «جیغ » تبدیل می شود او ، فقط « جیغ » می کشد و هیچ نمیداند و توجه ندارد که چه می گوید ؟ و برای چه فریاد و «جیغ » می کشد ؟
افراد مبتلا به مصائب شدید ، از نظر عکس العمل در برابر مصائب وارده ، بر سه دسته تقسیم می شوند :
الف ـ بعض افرادی که تربیت یافته می باشند ، در برابر مصائب شدید وارده ، عکس العمل صابرانه دارند . عکس العمل صابرانه ، ان است که قلب می سوزد و چشم اشک می ریزد و اما فرد و یا افراد صابر ، بر اعضا و جوارح خود ، تسلط دارند و به کاریکه از پشتوانه ی عقلی و منطقی برخوردار نباشد ، دست نمی زنند یعنی عقل شان بر جوارح شان از تسلط کامل برخوردار می باشد .
ب ـ بعض افرادی که از تربیت سالم دینی برخوردار نیستند ، به هنگام ابتلا به مصائب شدید ، بگونه ی دیگری عکس العمل نشان می دهند . انها به هنگام ابتلا به مصائب شدید ، نه تنها قلب سوزان و چشم گریان دارند ، بلکه عقل شان نیز از کار می افتد و اعضای شان بصورت غیر منظم و غیر کنترول شده ، بکار می افتد . اینگونه افراد عکس العمل شان در برابر مصائب شدید ، « جزوعانه » است . اینگونه افراد را بدان جهت «جزوع» گویند که واژه «جزع» در اصل ، بمعنی دو نیم شدن و بریده شدن رشته ، می باشد . گوئیا فرد یا افراد «جزوع» به دو نیم تقسیم می شوند و قسمت خودآگاه شان از قسمت ناخودآگاه شان جدا می گردد .
ج ـ بعض افراد که از تربیت و ظرفیت تحمل اندکی برخوردار می باشند ، به هنگام ابتلاء به مصائب شدید ، جان می دهند و نابود می شوند .
افراد و مجموعه های «تعزیه گو » نه از جمع افراد قسمت با می باشند و نه از جمع افراد بخش جیم . ظرفیت تحمل آنها بقدری بالا است که مصیبت سنگینی به سنگینی مصیبت شهادت امام حسین «ع» را صبورانه تحمل کرده ، دل شان می سوزد و اشک شان جاری می گردد اما هیچگاهی اقدام به عمل فاقد منطق و پشتوانه ی عقلی ، انجام نمی دهند .
2 ـ عزاداران حسینی ، هم « تعزیه گو » هستند و هم « تعزیه دار » . بطور طبیعی پدیده مصیبت بر بعد فیزیکی ، معنوی ، احساسات و عواطف انسان تاثیر می گذارد . فرد و جمع مصیبت زده زمانی موفق به کاهش دادن آثار مصیبت می شوند که بتوانند از نفوذ آثار مصیبت بر معنویات عواطف ، احساسات و بعد فیزیکی خویش بکاهند . به این خاطر است که افراد «تعزیه گو» به تقویت و تصلب افراد « تعزیه دار» می پردازند . به این جهت است که عزاداران حسینی ، به تقویت و تصلب همدیگر پرداخته ، هم نقش «تعزیه دار» را بازی می نمایند و هم نقش « تعزیه گو » را . آنها نمی خواهند که با شهادت امام حسین «ع» و یارانش در کربلا ،همگی و به یک بارگی از پا در آیند و صحنه را برای دشمن خالی سازند .
3 ـ عزاداران حسینی ، در عین اینکه قلب شان می سوزد و چشم شان اشکبار است ، به ترمیم روحیات و معنویات همدیگر پرداخته ، از خداوند ، دو چیز می خواهند :
اول ، پاداش بزرگ
دوم ، توفیق سهم گرفتن در عملیه ی انتقامگیری از دشمنان.