ياداشت ذيل متن سخنراني است كه توسط محمد هاشم فصيحي درسيزدهم محرم سال 1385 درقريه قره باغي ولايت غزني درجمع پرشور عزاداران آن ديار ايراد گرديده بود و درپايان مراسم تعداد زياد ازعزاداران حسيني امادگي خود را براي اهدا خون اعلام واززنجير زني تيغ دار خودداري نمودند كه درنتيجه، همين حركت زيبا منجر به تاسيس بانگ خون اباعبدالله الحسين در محرم سال1387 دركشور گرديد.

 

تأملي بر معناي عزاداري

 

امروز سیزده همین روز از ماه محرم الحرام سال1385  می باشد.سنت معمول درمحیط، وگونه  ای عزاداری مرسوم دربین ما وشما این است که، دراین روز تقریبا پایان مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام اعلام می گردد.

جا دارد ازهمه  مبلغین دینی، واعظان، سخنوران وشما عزاداران، پیران ،جوانان، زنان ومردان که با تمام همت تلاش نمودید تا عزاداری امام را به گونه ای مناسب اجرا نمائید، کمال تشکر وقدر دانی را داشته باشم. حال که پایان این مراسم ویادرواقع مراسم اختتامیه عزاداری امام را داریم انجام می دهیم، زیبا ست که یک بارديگر به حقیقت عزاداری توجه نمائیم وبعد از شناخت درست معنای عزاداری، به عمل خود وآنچه را بنام عزاداری انجام داده ایم نگاهي بیافگنیم که چه مقدارباروح عزاداری مطابقت داشته وکدامین عناصر برجسته عزادری را داشته ،ویاکدام عنصر اصلی عزاداری را فاقد بوده، وبعد ما، چه تغییرات را درعملکرد خود نسبت به قبل از عزاداری احساس می کنیم .سزوار است برای یک عزادارهدفمند که چنین محاسبه ای راداشته باشد. خوب خواهد بوداگرمروری داشته باشیم به سیرتاریخی تکوین نهضت خون بارامام حسین(ع):

درواقع نهضت امام باولادت آن حضرت  آغازمی یابد وگویا او عجله داردبرای اجرای این رسالت عظیم، راه را که به طور معمول ابناء،بشر درمدت نه ماه می پیمایند او در ششماه پیمود. این یکی ازنادر ولادت ها ایست که تاریخ سراغ دارد ،که جنین ششماهه شانس حیات را داشته باشد.(1)

 شش ماه دررحم مادرش زهرا ماند وبعد از ولادت، شش سال درکنار جدش پیامبرخداوند(ص) زندگی نمود یعنی ولادت آنحضرت طبق گزارش مشهور مورخین، سوم شعبان المعظم، سال چهارم هجری بوده است دربیست و هفتم صفر(دوازده هم به قول اهل سنت) سال یازدهم هجری تاریخ وفات پیامبر بزرگواراسلام(ص) را ثبت کرده اند.این شش سال از بهترین دوران زندگی آن سبط نبی بود. اودراین شش سال درکمال ناز ونعمت سپری نمود، دردامان پرمهر مادرمهربانی چون زهرا ،درآغوش پدربی مانندی، چون علی علیه السلام ودر کناربابای بزرگوار چون پیامبر خداوند خاتم رسولان الهی ودرخانه ای که محل نزول مقرب ترین ملک خداوند« جبرئیل امین» بود ،زندگی نمود اودراین دوران درخانه ای بود که ازنظر اقتصادی خیلی درمضیقه نبودوزندگی معمولی وقابل قبول داشتند وازنظر موقعیت اجتماعی، در عالی ترین سطح قرار داشت واز نظر معنوی درخانه ای وحی تربیت می یافت .برای عظمت امام حسین دراین دوران همین بس که روزی نبی گرامی اسلام(ص) با جمع از اصحاب ازکوچه ای عبور می نمودند، دیدند که جمع ازکودکان مشغول بازی ومخصوصا شتر سواری اند وقتی چشم امام به جدبزرگوارش افتاد صدا زد:« بابا من شتر ندارم.» حضرت رسول گرامی اسلام(ص) دست هایش را به زمین قراراداد وحالت شتر را به خود اختیار نمود، فرمود: نوردیده ای بابا این هم شتر! شاید همه ي صحابی ازاین اقدام پیامبر حیرت زده شدند وحق هم داشتند آخر اوآخرین فرستاده خداوند(ج) برای هدایت نسل بشری بود، حال این کودک چه قدر،باید قدرمند وعزیز باشد که  آخرین رسول خداوند خود را شتر اوقراردهد؟ حسین آمد به پشت پیامبر(ص) سوار شد، صدا کرد بابا شتر ديگران به صورت ناهموار راه می رود وشتر من به صورت آرام. پیامبر حرکت خود رابه گونه ای حرکت شترتنظیم نمود. آنگاه امام حسین صدا کرد بابا شتر ديگران صدای مخصوص دارد، وپیامبر(ص) صدای شتر را،ازخود درآورد.این است موقعیت ا مام حسین دراین دوره ي  شش ساله. پایان این دوره، هم زمان است با پایان دورۀ خوشی های امام حسین علیه السلام.

دوره دوم زندگی امام که دوره ي اندوه وغصه خوردن است؛ با وفات پیامبر بزرگوار اسلام در 28 صفر سال 11 هجری قمری آغاز می یابد، بعد ازنبی گرامی اسلام(ص) ،ديگر خانه علی آن حرمت وقداست گذشته را ندارد صحابی، بدون اذن ودق الباب وارد خانه می گردند. علی است وزهرادنبال مطالبۀ حقوق ازدسترفتۀ خود شبانه پشت دروازۀ صحابی و...

زمانی زیاد نگذشت که این باردرسوگ مادرمهربان خود نشست ديگر خانه علی بیشترشباهت به یک غمخانه داشت تا یک خانه که مرکز خوشی وآرامش روحی باشد. بیست و پنج سال ديگر را درکنار پدرش علی بود وانزوا ومحرومیت پدر را باعمق جان خود لمس می نمود،- البته دراین مدت امام حسين «ع» دربعض از جنگ ها وفتوحات  شرکت داشت.- (2 )

بعدازبیست و پنج سال،هم زمان با رسیدن علی علیه السلام به خلافت، فتنه های کور دردنیای اسلامی رو نما گردیدکه امام حسین دراین دوره به عنوان یک سرباز، خود درنبرد با ناکثین،مارقیین وقاسطین شرکت داشت ورشادت های نمایانی را با پیکارجوئی دلیرانه که همواره در رکاب پدرش قرارداشت از خود به یادگار گذاشت .(3)

گرچه این دوره، پنج سال دوام یافت اما به اندازه کل دوران ایجاد حکومت اسلامی، حادثه وماجرا داشت.درآخرین لحظات این دوره ، شهادت پدررا شاهد گشت ،گویا با گذشت هر روز، زندگی بر امام سخت وسخت ترمی شد.زمان طولانی نپائیدکه،بعد ازدیدن ناجوان مردیها وتعهد شکنی هائی مردم کوفه، روزی درسوگ شهادت برادرش امام حسن(ع) نشست وشاهد بی حرمتی های که نسبت به جنازه برادرش صورت گرفت گردید.

سومین دوره زندگی امام که از جهات بسیار مهم است درست ازهمین تاریخ شهادت برادرش هفتم یا هجدهم صفر سال 50   هجری قمری شروع می گردد، چه بعد از برادر، مستقیما امامت الهی به اوتعلق می گيرد واو باید شخصا نسبت به سرنوشت امت اسلامی تصمیم بگيرد، که این کار به نوبه ای خود کار مشکل بود، از یک طرف امت اسلامی به طور کلی مسیر انحرافی را انتخاب نموده بود  به گونه ای که  امر به معروف ونهی ازمنکردراجتماع آنروز خريداري نداشت وبدين گونه مؤثریت خود را ازدست داده ودستگاه خلافت ديگر گوشش به وعظ واندرزدر قالب امر به معروف ونهی ازمنکر بدهکار نبود. واز طرفي خلافت به یک قدرت استبدادی که تقریبا بر تمام امت اسلامی تسلط داشت تبدیل شده وهیچ یک از افراد امت اسلامی را توان مقابله ورویا روئی با دستگاه خلافت نبود؛ یا اصولامصيبت رادرک نمی کردند ویا اگر آنرا را می دیدند جرأت اعتراض رانداشتند.

امام حسین علیه السلام به نظر بنده در ده سال که بعد از شهادت برادرش گذشت بعلاوه ای پایبندی به معاهده که از طرف برادرش با معاویه امضا شده بود -علی رغم اینکه معاویه عدم پایبندی خود را به مفاد معاهده اعلام کرده بود.( 4 )  - لحظه اي از انجام امر به معروف ونهی از منکر کوتاهی نکرد، برنامه ریزی دقیق وکاملا  حساب شده ای را برای اجرا ی نهضت خونین خویش طراحی نمود.آنچه مهم است اینکه بر خلاف آنچه معمولامبلغین درایام محرم بیشتر به نقش نیروی غیبی وامثال آن توجه دارند، درنهضت امام نقش اندیشه بشری بسیاربرجسته و نمایان است ودراین نهضت از  معجزه ،قدرت غیبی ،علم لدنی وبه طور کلی ازنیروی خارج ازقدرت بشری استفاده نگردیده، چه دراین صورت نهضت امام به ظاهر نیزبه پیروزی می رسید،برای اینکه هیچ نیروئی برقدرت خداوند غالب نمی تواند بشود (ان الله علی کلشیئ قدیر). به همین دلیل هم هست که نهضت امام به عنوان یک الگوی اصلاح گرایانه وشمع برافروخته شده، برای هدایت تمام انسانها، در تمام اعصارمطرح است. و به تعبیر پیامبر گرامی اسلام «ص» :(ان الحسین مصباح الهدی وسفينةالنجاة) امام ده سال برای اجرای درست ومثمرنهضت خویش اندیشیده بود تا درکمترازده روز آن برنامه اصلاحی را عملی سازد.طبق آنچه از روایات استفاده می شود، امام(ع)، زمان ومکان اجراي نهضت خودرا قبلا مشخص نموده بود.حتی نحوه ای اجرای رول ونقش هریک از اصحاب ویاران واهلبیت خویش را نیز مشخص کرده بود.(5*)

چهارمین دوره زندگی امام که درواقع باآغازنهضت امام به صورت نمایان همراه هست، ازنمیه ای رجب سال شصت هجری آغاز می گردد:(5)

معاویه مرده است والی مدینه(ولیدبن عتبه) مأموریت یافت تا ازامام برای یزیدبیعت بیگیرد، تعداد ازصحابی پیامبر از بیعت با یزید سرباز میزدند، من جمله امام(ع). ولید، امام حسین علیه السلام را شبانگاه دردارالاماره خواست واز اوتقاضا نمود تا با یزید بیعت نماید وامام علیه السلام موضع خود  را اینگونه اعلام داشت:«ایها الامیر انا اهل البیت النبوة ومعدن الرسالة ومختلف الملائکة ومهبط الوحي بنا فتح الله وبنا یختم ،ویزید رجل شارب الخمر وقاتل النفس المحترمة معلن بالفسق ومثلی لا یبایع مثله ولکن نصبح وتصبحون وننظروتنظرون أینا(اننا) احق باالخلافة والبيعة.»(6 )

مروان بن حکم فردای آنروزبا امام درخارج منزل ملاقات نموده گفت:« خوب است که بایزید بیعت کنی:(فإنه خیر لک فی دینک ودنیاک.)

امام فرمودند: ((انا لله وانا الیه را جعون وعلی الاسلام  سلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید ولقد سمعت جدی رسول الله(ص) یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان  فاذا رأیتم معاوية علی منبری فابقروا بطنه وقد رأه اهل المدينة علی المنبر فلم یبقروا فابتلاهم الله بیزید الفاسق.(7) ازاین فرمایشات امام بخوبی استفاده می  شودکه امام نگرانی شدید نسبت به انحراف به وجود آمده درامت جد خویش دارد، انحرافي که ديگر نادیده گرفتن آن بمعنای نابودی کامل ومحو مکتب اسلام است. به هرقیمت باید بااین انحراف مبارزه نمود لذاامام مدینه را روز بیست هفتم رجب سال 60 ه ق درحال ترک نمود که این آیة را به زبان جاری می نمود:«فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین.» و در برابر پيشنهاد بعض نزديكانش مبني بر رفتن از بيراهه  فرمود:(لا والله لا افارقه حتی یقضی الله ماهو قاض.)(8) نه بخدا سوگند مسیرعمومی را ترک نخواهم کرد تا خداوند  خواسته خودرا تحقق بخشد.

امام 95 روز- از سوم رمضان تا هشتم ذی الحجه- رادرمکه ماندو با چهره های برجسته ای  ازامت  ملاقات نمود. اوضاع دنیای آن روز اسلام را تحلیل وبررسی می نمود وانحراف عظیم به وجود آمده درامت اسلام را خطرناک دیده وسکوت دربرابر آن را ناروا شمرده، وظیفه آحاد امت اسلامی رامبارزه با انحراف موجود دانسته وخود نیزبرای این مبارزه آمادگی کامل خودرا برای همگان اعلام میداشت.اطلاعات که امام از وضعیت  وشرائط زمان بدست آورده بود،چنین نشان میداد  که دستگاه خلافت دربرابر تصمیم  های امام بی تفاوت نیست وطرح ترور امام را، آنهم درمکه محل مقدس وامن برای همه حتی برای حیوات وجانیان، ریخته است. لذا امام برای حفظ حرمت حرم واینکه ازریختن خونش باید کمال بهره برداری را نماید اگر او  و یارانش به شهادت رسید باید موجبات بیداری امت اسلامی ورسوائی انحراف کننده گان را فراهم سازد. در هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری بود که هم زمان با خروج حاجیان ازمکه به سوی عرفات ، امام  ازانجام فریضۀ حج صرف نظر نمود وبه عمره ای مفرده بسنده کرده و عازم عراق گردید.(9)مطابق روايات مشهور دردوم محرم بود که وارد سر زمین کربلا شدوانجام شد آنچه را امام طراحی کرده بود با تمام جزئیات وزیبائی آن. تمام آنچه را تا حال یاد آوری کردیم به عنوان مقدمه بود برای اینکه درذهن مان یک مرور اجمالی از سیر تکوین نهضت امام داشته باشیم.(10)

آنچه مربوط به عرائض امروزی ام می گردد از این قسمت به بعد است : امام برنامه طراحی شده ای خویش را انجام داد اساسی ترین هدف امام نجات امت از انحرافی بودکه درآن قرار گرفته بودند «اصلاح انحرافات اجتماعی.» حال امام به شهادت رسیده است وزینب به عنوان کاروان سالار امام انجام وظیفه می نماید، بهترین الگو برای ما درعصرحاضراقدامات زینب است. به قول معلم شهید شریعتی: (آنان که رفتند کار حسینی کردند آنان که مانده اند کار زینبی کنندوالا یزیدی اند) چه اینکه کار که ما انجام می دهیم (عزاداری) تأسی به زینب است. خوب دقت کنید تا به وظیفه خود به درستی اطلاع یابید: زینب دقیقا بعد از شهادت برادران وباقی عزیزان خود ديگر یک زن رقیق القلب نیست که کارش تنها گریه کردن باشد، بلکه او مانند یک انسان مسؤل ،مسؤل یک قهرمانی بی نظیر تاریخی عمل نمود، اشک خود را قطع كردوتمام تدابیر امنیتی، حفاظتی را برای اطفال واهلبیت برادر درنخستین گام بعد ازتفکرعمیق درنظر گرفت، این بود که اطفال وایتام برادررا دریک خیمه جمع نمود تا نگهداری آن آسان تر گردد(11)، به غیر از زین العابدین که در یک خیمه ای جداگانه قرار داشت. اورهبری اسیران را به عهده گرفت، شب یازدهم محرم سال شصت یکم هجری پاسبانی خیام برادر راهمراه با خواهرش ام کلثوم انجام داد. طبق بعض روایات نیمه های شب بود که سیاهی رااز جانب قتلگاه مشاهده نمود وضعیت اش منقلب شد خطاب باسیاهی صدا کرد نزدیک میا! این خیمه گه به حسین بن علی(ع) تعلق دارد این هاغیر ازمن سر پرست ندارند بعضا حجاب مناسب  ندارند، شمارا به مادرم زهرا سوگند می دهم که ازاین نزدیک ترنشوی، اگر ازاین نزدیک تر گردی بخدا قسم که شما را نفرین می کنم ،این بود صدایی را شنید که شبیه به صدای مادرش بود ،دقیق شد شنید که می گوید دخترم نگران نباش منم، مادرت زهرا نمی دانم ديگر چه اتفاق افتاد...

بسیار طبیعی بود که زينب بعد ازشهادت برداران وباقي عزيزان خود خواهان دفن وعزاداری برای برادرران وديگر عزیزان خود گردد ولی برای او،چنین اجازه داده نشد!!(.12) خوب است دراینجا معنای عزاوعزاداری راتوضیح دهم. دقت به معنای این واژه نیز،مارابرای ادای مسؤلیت ورسالت مان یاری می کند وهم طرز نگاه مان را به عزاداری اصلاح مي نمايد: لغت «عزا» درزبان رائج فارسی به صورت های ذیل استعمال می گردد:

1- عزا بمعنای تسلیت دادن وتسلیت گفتن

2 -عزا بمعنای سوگواری نمودن، سوگ وماتم

3-عزا بمعنای شکیبائی ومخصوصا شکیبائی درمصیبت

 4-عزا بمعنای نوحه خوانی ومرثیه سرائی

الف -   معمولا ازعزاوعزاداری همین معانی اراده می شود، ومراسمي که رائج دربین ما وشماومحیط مان است نزدیک به همین معانی است. برداشت که از عزاداری داریم نیز چنین است که گویا امام حسین به عزاداری ما بیشتر نیازمند است تا ما به عزاداری اما م حسین ،گویا می خواهیم با این کار های خود امام حسین را ممنون خود بسازیم که ما چنین شاه کاری نموده ایم، که بعد ازچهارده قرن یادت ،نامت وخاطره ي نهضتت، رازنده نگهداشته ایم . واین احسان را نیزبه صورت قرض الحسنه ای دوام دار می گذاریم ومتعاقبا از امام انتظارداریم که فردای قیامت مارا ازیاد نبرده وشفیع گناهان مان گردد.این طرزتلقی ازنهضت امام، پیامدهای بسیارمنفی دارد، مارادرکارهای روزمرۀ مان بسیار جسوروبی باک می سازد ،لذا درعمل کرد روزانه خود از انجام خیلی ازگناهان نیزبیم نداریم؛چون تصور ما این است که امام حسین « ع» ما را شفاعت خواهد کرد .

ما باید هم طرزتلقی خود را ازعزاداری اصلاح کنیم وهم معنای دقیق عزاداری راکه باروح نهضت امام سازگاری داشته باشد دریابیم. باید بپذیریم که نهضت  امام حسین به عزاداری ما احتیاج ندارد محتوا وعناصر بی نهایت کار آمد،مفید وسازنده در نهضت امام وجود دارد، که نه تنها  موجب بقا بلکه موجب شکوه وسربلندی واوج آن می گردد. تازه ما با بعضی ازحرکات حساب نا شده خویش، بسا انحرافات که روح نهضت امام از آن متنفراست به وجود آورده ایم.این ما هستیم که احتیاج به عزاداری داریم، وباید برای مشکلات شخصی مان، مشکلات اجتماعی مان، انحرافات وكژانديشهاي نازوک وحساب شده که از طرف دشمنان مکتب ودیانت ، برای مامخصوصا برای نسل جوان ما برنامه ریزی شده وهر روز حرمت ها ومرزقداستهای مکتبی مذهبی را درمی نوردد،برای این همه ازنهضت امام راه حل پیدا کنیم.

      ب -    به معنای واقعی ودقیق عزاداری توجه نمائیم. عزا یک لغت عربی است این واژه درزبان عربی به معانی ذيل استعمال گردیده:

1-   عزا ازریشه ای(عزّ یعزّعزّاوعزّةً وعزازة) به معنای قدرت وضد ضعف است

2- عزابه معنای نادر،نایاب، بی نظیر،یاکم نظیر،نیز استعمال گردیده، عرب، هر گاه چیزی نایاب، یا کم یاب گردد می گویند:(صارالشیئ عزیزا اوعزّاً،قل فکاد لايوجد)

3- عزابه معنای عزت وعظمت وشرافت نیز بکاررفته شخصی هر گاه صاحب عظمت وشرافت گردید عربها می گویند: صارالرجل عزیزا(العزّ خلاف الذل)

4-این واژه بمعنای سختی ومحکمی نیز بکار رفته است.(صعب فکاد لا یقوی علیه)(13)

باتوجه به معانی فوق ؛عزا وعزاداری یعنی اینکه:

ما دراین ایام اقداماتی بایدانجام دهیم که موجبات قدرت مارا هم به صورت فردی وهم به صورت اجتماعی فراهم سازد وضعف های مان را ازمیانبردارد. طبیعی است که کسب قدرت ونیرو،یک توانمندی است وکمال ،این فرع براین است که اول ما نقاط قوت خود را بشناسیم  ونقاط ضعف مان را نیز شناسائی نمائیم آنگاه درسدد اصلاح نقاط ضعف خود برآیم وبرنقاط قوت خود بیافزائیم.

عزا وعزاداری یعنی اینکه: ما چنان یک حرکت زیبا، نادر و نایاب را انجام دهیم که موجبات غبطه  جوامع انسانی رافراهم سازد. حرکت سازنده ،مفید ومؤثرکه نظیر آن درجوامع انسانی وجود نداشته باشد.نه اینکه درایام عزاداری وبنام عزاداری کارهای انجام دهیم که آن کارها دلیل بربی فرهنگی وعقب افتادگی ما بحساب آید.

عزاوعزاداری یعنی اینکه: مادرایام محرم چنان اقدامات را انجام دهیم که موجبات عزت،عظمت شرافت وبزرگی مان را فراهم سازد کاری انجام دهیم که زمینه های،عزت، عظمت وشرافت خود مان وجامعه ای مان بلکه دنیای اسلام رافراهم سازد وامت اسلامی راازذلت رهائی بخشد.

عزاوعزاداری یعنی اینکه: ما خود مانرا وجامعه مان را چنان مستحکم سازیم که هیچ نیروی قدرتمندی درما نفوذ نکند ودشمن اصولا نا امید از نفوذ وتسلط برجوامع اسلامی گردد؛نه اینکه بنام عزاداری کاری انجام دهیم که خود مان بنیانهای مستحکم مکتبی ومذهبی خود رابه سستی،پوچی وبی محتوائی سوق دهیم ،نه اینکه اقدامات رادرموسم عزاداری ترویج نمائیم وازآن حمایت کنیم که بی فرهنگ ترین انسانها به ساده گی بتواند بر آن خورده گیرند وبه عنوان استهزاءبه رخ مان بکشانند.

آیا ما براستی درایام عزاداری چنین اقدامات راانجام میدهیم یانه ؟عزاداران ما مشغول تمرین چنین اقدامات هستندیانه ؟آیاروحانیت ما چنان موضوعاتی را مطرح می سازند که ما رادرراستای چنین اهدافي رهبری نماید ومارا در رسیدن به اینگونه اهداف نزدیک سازد؟!آیا نوحه خوانان مضامینی را به خوانش میگرند که درجهت ایجاد چنین روحیه ای کمک نمایدوآنرا تقویت نماید؟

دوستان ،عزیزان، برادران،مادران،وعزاداران ! معنای درست عزاداری همین است .دقیقا بخاطرهمین معنا، است که ما مأمور به اقامه عزاداری گشته ایم .  هیچ توجه دارید که واژه ها وکار بردآن درفرهنگ مذهبی ما باروپیام معنی داری، دارد ما درفرهنگ مذهبی خودمی بینیم که در چند مورد محدودکلمه ی «اقامه» بکار رفته است :

 یکی درمورد((نماز))همگان  مأمور به اقامه نماز گشته ایم، وزیبا خواهد بود اگر یاد آوری نمایم اقامه نماز است که اثر دوری از فحشاء ومنکررا بار می آورد، نه خواندن نماز. ولی ما متأسفانه به طور دائمی نماز را می خوانیم وهیچ گاه همت اقامه آن راننموده ایم، حتی علماء دین ما آنان که صاحب فتوایند واز صلاحیت با لا ی علمی بهره مند اند، بنده بر نخرده ام که شرائط اقامه نماز کدام است آنچه دیده ام وشنیده ام گفته اند که شرائط نمازخواندن چنین است ودریک کلمه مارا امر به خواندن نماز نموده اند نه مأمور به اقامه نماز.

 دومین مورد ی که این واژه به کار رفته است در باره ی اقامه ی حدود است

سومین مورد که این واژه درفرهنگ دینی ما بکار رفته است اقامه عزادری سروروسالار شهیدان حسین بن علی(ع) است آنچه را که ما مأموریت داریم اقامه عزاداری است نه خواندن ومرثیه ولی متأسفانه آنچه را تا کنون درعمل انجام داده ایم خواندن مرثیه  بوده است وآنچه ترک شده است اقامه عزاداری است. اقامه ی عزاداری یعنی اجرای دقیق محتوای نهفته در واژه ی « عزا» که قبلاً یادآوری نمودیم.

خوب است که برای صحت گفته هایم اقدامات اولین عزادار امام حسین علیه السلام را مورد توجه قراردهیم که میتواند بهترین، نه بلکه منحصر به فرد ترین الگوی عزاداری صحیح باشد وآن اقدامات زینب است:

قبلا یاد آوری نمودم که اولین تصمیم زینب اندیشیدن تدابیر حفاظتی برای ایتام برادر بود. زینب وقتی اجازه دفن وعزاداری نیافت ومجبور به حرکت بسوی کوفه شد، اوهمانند یک مدیرلایق رهبری جمع پریشان حال،داغ دیده ،اطفال وزنان مصیبت باررا به عهده گرفت، به موقع برای آنان آب ونان مورد ضرورت شان را فراهم می نمود که این کار باتوجه به وضعیت که اهلبیت مام حسین علیه السلام داشتند کار آسان نبود واز خوردن غذاهای که برای اهل بیت مجاز نبود(مانندصدقات) جلوگیری می نمود این نیز کار جان سوزوطاقت فرسائی بود، چه اینکه نگه داشتن یک عده اطفال گرسنه ازخوردن غذا کاریست مشکل اما رسالت زینب ایجاب مینمود، برخورد حیرت انگیز بامردم کوفه، ایراد خطبه ای تاریخی زینب درکوفه درراستای حمایت از اطفال واهلبیت برادر،تبیین اهداف نهضت عظیم ورستاخیز بی نظیرآن، رنج ومصائب مسافرت طولانی شام، ورود اهلبیت به آن گونه ي دلخراش دربازارشام، ایراد خطبه در مجلس یزید، محتوای حساب شده خطبه ،سپری نمودن ایام طولانی درخرابه شام اینها همه کار یک عزاداربه معنای واقعی کلمه است. تازه این همه مقدمه است برای عزاداری وهنوز عزاداری شروع نشده است بعد ازاین همه رنج است که که زینب زمینه ای عزاداری را فراهم مینماید .

یزید، بودن اهلبیت را درشام مناسب به وضع خود نمیدید، لذا به ظاهراز آنچه در کربلا انجام یافته بود اظهار ندامت وپشیمانی نمود ومسؤلیت تمام کارهای انجام شده را به عهده عمربن سعد وابن زیاد گذاشت وخود را تبرئه نمود. یزید ازنظر روانی موقعیت اهلبیت را به خوبی ارز یابی کرده بود ومیدانیست که از پیشنهاد او، مبنی بررفتن به سمت مدینه استقبال خواهند نمود، لذا علی زین العابدین را خواست واین موضوع را با امام مطرح نمود، طبیعی بود که مورد پذیرش امام قرار بیگرد امام آمد پیشنهاد یزید را با عمه اش زینب درمیان گذاشت زینب ديگر یک زن عادی نیست اورهبر کاروان اسیران برادر است، باید تمام هوشیاریهای لازم را برای بهره برداری  از شهادت برادر ویارانش بنماید، اودریافت که زمینۀ عزاداری برای برادر وباقی یارانش فراهم گشته واین خواست قلبی اوبود لذا برای فرزند برادرش علی زین العابدین پیشنهاد داد که برود با یزید بگوید که ما تا هنوز برای عزیزان خود عزا داری نکرده ایم اجازه دهید تا برای آنان اقامه مراسم عزاداری نمائیم. علی آمد پیشنهاد عمه اش را با یزید در میان گذاشت او نیز قبول کرد، این باريکی را یزید _ علی رغم اینکه انسان سیاست مدار ومردزیرکی بود _ کاملا متوجه نشده بود.

زینب نیز کاملا وضعیت شام را بررسی کرده بود او میدانیست که مردم شام تحت تأثیر تبلیغات دربار خلافت اموی قرار دارند. میدانید که شام بعد از حیات نبی گرامی اسلام ودرعهد خلیفه دوم، اسلام آورده بودند. آنان ازمحتوای اسلام ناب اطلاع چندان نداشتند مخصوصا مردان که مورد توجه بیشتر خلافت بود، معاویه، اسلامی را که دوست داشت برای آنان تبلیغ نموده بود یا به عبارت بهتر، به آنان، آموخته بود. وزنان در آن روز گار در میان اعراب چندان مورد توجه نبود از این رو ضمیر آنان تا حدی  خالی از هرگونه تبلیغ بود تنها بنام اسلام آشنا بودند ،به همین خاطر زینب بیشتر از طبقه زنان دعوت کرد که در مراسم عزداری شرکت نمایند مراسم عزاداری برای اولین بار توسط زینب آنهم درشام منعقد گردید اين قسمت خیلی نکته ای مهم است  ،چون اولین عزاداری توسط اولین عزادار، زینب بزرگ قهرمان کربلا برگزار گردید .(14)

زینب وعلی زین العابدین دراین مراسم بیشتر به معرفی خود وانتساب شان به پیامبر خدا توجه نمودند، ومردم شام را از این واقعیت با خبرساختند واسلام واقعی را برای مردم، مخاطبان وحاضران درمحفل بیان کردند. پس عزاداری یعنی شناخت امامت. بناءبراین بایددرایام عاشورا  كاري  کرد که حقیقت امامت را بیشتر بشناسیم ودشمنان اسلام راستین را  به امت معرفی نمائیم وزمینه رسوائی آنان رافراهم سازیم نه اینکه  حرکات انجام دهیم که موجبات سبکی وشرمساری وبی فرهنگی ما را فراهم سازد. مثلا خون که بهترین سرمایه حیات انسان است آنرا درعشق امام به مفت به خاک بریزیم بدون اینکه از ان هیچ بهره بیگریم آیا روا است که جوان عزادار قرن بیست ویک ازبهترین سرمایه ای زندگی خود هیچ بهره ای را نگیرد وان را به خاک بریزد؟! کار ي که یک کودک ،کم تر به آن اقدام می کند.

بنده عرضم این است که زنجیر زنی به صورت که موجب صدمه به جان آدم گردد حرام است به فتواي همه ي فقها وکمتر ازان هم کار بدون فائده وهدف است وبرمسلمان عاقل روا نیست که بنام عبادت کار بدون منفعت راانجام دهد.

خون دادن نیز جزء عزادری نیست، نه یک امر واجب است ونه بذاته یک امر مستحب است ولی اگر به روح قیام امام حسین وعزاداری آن توجه نمائیم، خون دادن برای رفع نیازمندی های موجود درامت اسلامی یقینا تقویت جامعه اسلامی است وعزاداری همین است .

 

 

 

منابع و مآخذ :

1. روضه الشهداء ص 190 منتهی الامال و اعیان الشیعه به نقل از تحقیق و پژوهش در تاریخ زندگی امام حسین اثر محمد اسحق اخلاقی

2. تحقیق و پژوهش در تاریخ زندگی امام حسین «ع» ص 250

3. امام حسین و ایران ص 25 اثر کورت فشلر

4. نقش عایشه در تاریخ اسلام جلد سوم ص 120 ابن ابی الحدید ج4 ص 16

5. تحقیق و پژوهش ص285

5*زندگانی چهارده معصوم-حسین عماد زاده ص635 تحقیق وپژوهش درتاریخ زندگی امام حسین ص291

6. مدرک سابق ص 289

7. زندگانی چهارده معصوم ص635 سوگ نامه آل محمد-محمد اشتهاردی ص166  تحقیق وپزوهش درتاریخ زندگی امام حسین ص291

8. زندگی چهارده معصوم ص635

9. سوگ نامه اهل و بیت ص197

10.                     تحقیق وپژوهش درتاریخ زندگی چهارده معصوم ص481

11.                     مدرک سابق ص695

12.                     مدرک سابق ص708

13.                     المنجد ذیل واژه (عزا)

14.                     تحقیق وپژوهش درتاریخ زندگی امام حسین ص802 -803