هنگام با تحول درطبیعت؛ تحول دردیدها ودلها!
شروع سال نو، برای هرمردمی روز شادی آفرین وشور انگیزاست، به این خاطر، هر ملتی آنرا با اجرای مراسمی، گرامی میدارندوآرزو مینمایند، سال آینده برای شان همراه باخیر وبرکت باشد.
یکی ازاعمالی که درلحظه ی تحویل سال وآغازسال نو انجام می شود، خواندن دعای مخصوص تحویل سال می باشد. متن دعا ی مورد نظر بدین قرار است: «یامقلب القلوب والابصار ویامدبر اللیل والنهار ویامحول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال».
ای دگرگون کننده ی دلها! ای تدبیر کننده ی شب وروز! ای دگر گون کننده ی وضعیت ها! وضعیت مارا به نیکو ترین وضعیت، دگرگون ساز!
لحظه ی پایان سال قدیم وآغازحلول سال جدید، برهه ای اززمان است که زمینه را برای اندیشدن فراهم می آورد. مطابق آموزش های دینی، خداوند هم خالق جهان است وهم مدیریت آن، درحوزه ی قدرت او، قراردارد.(الا له الخلق وله الامر7/54)
خداوند، کره ی زمین وخورشید را بگونه ی تنظیم کرده است که ازگردش زمین بدور خورشید(حرکت انتقالی) چهار فصل بوجود می آید وازچرخیدن زمین بدور خود، شب وروز تولید می شود(حرکت وضعی)
یک عنصرمسلمان، دراین لحظه که فصل چهارم سال(زمستان) به پایان میرسد وفصل اول(بهار) شروع می شود، به کار کردهای خداوند درچند عرصه توجه نشان میدهد.
مطابق این دعا، چند حوزه ازخوزه های کار کردخداوند مورد توجه است این حوزه ها عبارتند از:
1- ایجاد انقلاب دردل های آدمی زادگان.
2- ایجاد انقلاب، دردیدهای آدمی زادگان.
3- مدریت شب وروز.
4- ایجاد دگرگونی دروضعیت های آدمی زادگان.
قرآن کریم، جهت نشان دادن این مطلب که ایحاد انقلاب دردلها، ازعملکرد خدواند می باشد، به بیان یک نمونه ی تاریخی وارائه ی یک راهبرد می پردازد.
نمونه ی تاریخیی که قرآن کریم بیان مینماید به وضعیت قبائل عرب وبخصوص دو طائفه ی اوس وخزرج، مربوط می شود. خصومت ورزی وکینه توزی اعراب وبویژه اوسیان وخزرجیان، مهم ترین شاخصه ی مناسبات ذات البینی آنها بحساب می آمد. باظهور وگسترش اسلام درجزیرة العرب انقلاب دردلها پدید آمده وجنگ های ذات البینی، جای خویش را به صلح وآرامش داد ودلهای لبریز ازکینه، مملو از«الفت» شد.
قران کریم، این دگر گونی را به خداوند نسبت میدهد وآنرا یکی از کارکردهای خاص او معرفی مینماید.:
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا واذکروانعمت الله علیکم اذکنتم اعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا وکنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذ کم منها3/103
همگی، بطور دسته جمعی به رشته ی الهی چنگ زنید وازفرقه گرائی بپرهیزید ونعمتی را که خداوند بشماارزانی داشت به یاد آورید. آنگاه که بهم دشمن بودید ودلهای تان لبالب ازکینه، خداوند دردّلهای تان «الفت» وسازگاری ایجاد نمود وبوسیله آن نعمت خداوندی، وارد فضای برادری شدید وهم چنین بیاد آورید که شما درکناره های آتش- دشمنی وخصومت- قرارداشتید، خداوند شمارا ازآن پرتگاه نجات داد.
بااینکه ایجاد انقلاب دردلها، کارکرد ویژه ی خداوند معرفی گشته، امابرای ایجاد انقلاب دردلها یک راهبرد نیز معرفی شده است این راهبرد عبارت است از اینکه: هرگاه درتعامل اجتماعی«بدی» با«نیکی» پاسخ داده شود، دردل بدی کننده، انقلاب ایجاد می شود!
قران کریم می فرماید: ولا تستوی الحسنة ولا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک وبینه عداوة کانه ولی حمیم41/34.
نیکی وبدی- ازنظر کار برد- دریک سطح قرارندارند- بنا براین، بدی را- با بهترین صورتی، با نیکی ازخود دفع نما نتیجه- ی بکار بستن این راهبرد این می شود- آنکه باتورابطه ی خصمانه دارد، به دوست مخصوصت تبدیل می گردد.
کار کرد دوم خداوند، ایجاد انقلاب درابصار است.
گرچه مطلب به درزا می کشد، اما از سرناچاری لازم است به این پرسش جواب داده شود که فرق«نظر» و«بصر» درچیست؟
نظر وبصر هردو واژه ی عربیست وهردو، حکایت ازعملیه ی چشم درتصویر برداری ازاشیاء اطلاق می گردد. فرق بصر با نظر، دراین است که «بصیرة» عبارت است ازمشاهده ی اشیاء وپدیده ها درسه حالت: 1- مقدمات وعوامل ایجاد یک پدیده 2- آثار ونتایج پدیده 3- متن پدیده. اما نظر، عبارت است ازمشاهده ی متن پدیده، بدون مشاهده مقدمات وپیامدهای آن. به این خاطر است که درقران کریم ازچشم، نفی«بصیرت» شده، نه نفی«نظر» ولهم اعین لا یبصرون بها7/179 چشم دارند اما، با آنها«بصیرت» نمی ورزند.
افراد ومجموعه های انسانیی برخوردار ازقدرت بصیرت با مشاهده ی مقدمات وعوامل تشکیل دهنده ی پدیده های نامطلوب، ازشکل گیری آنها جلو گیری مینمایندوپیامدهای ناگوار آن پدیده ها، انگیزه ی لازم جهت عدم ارتکاب عوامل ومقدمات رافراهم می آورد.
راه مبارزه با پدیده ها وتحولات نامطلوب، درگیر شدن با متن آنها نمی باشد. هرگاه پدیده، یا تحولی بوجود آمد، پیامدها، عواقب وآثارآن بطور اوتماتیک بدنبال شان می آید. تنها راه مطلوب وبا نتیجه ی عدم گرفتار آمدن درچنگال پدیده ها ی نا مطلوب، جلوگیری از شکل گیر ی مقدمات آن می باشد وبس.
یکی دیگر از کارکردخداوند، مدیریت شب وروز است. اینکه شب وروز ازآغاز خلقت خویش بصورت منظم می آید ومی رود، براثر تدبیر خداوند می باشد. گردش ایام به اثر تدبیر خداوند صورت می گیرد.
ازنظر یک عنصر مسلمان، تمام تحولات ودگر گونیهای که درعالم طبیعت واجتماع پیش می آید، کار خداوند می باشد. بسیاری ازدگر گونیها وتحولات از بسکه درزمان اندک وبصورت تکراروپشت سرهم اتفاق می افتد، برای آدمی زادگان، به صورت امور عادی وروز مره جلوه کرده، کمتر توجه را بخود حلب می کنند. ودرعین حال دگر گونیهای هم هستند که درفاصله های زمانی نسبتا طولانی اتفاق می افتد، مثل خسوف ، کسوف وزلزله. آمدن بهار ونوروز ازاین نوع اتفاقات است ودرمدت365 روز، فقط یکبار اتفاق می افتد.
ازآنجا که وقوع این اتفاقات، موجب تکان وتحرک عقول بشری می شود لازم است که افراد آدمی زادگان دست قدرتمند تحول ساز خداوند را درپشت آن حواث مشاهده نماید. وقت خسوف، کسوف ویا زلزله ای اتفاق می افتد یک عنصر مسلمان، نماز آیات می خواند وبا بجا آوردن این عمل(نماز آیات) وا نمود می کند که تمامی این اتفاقات درقبضه ی قدرت خداوند است.
وقتی سال نو می شود ونوروز ازراه می رسد، طبیعت خفته ومرده ازنو، به زندگی آغاز کرده، فصل خفتن به پایان می رسد وجنب وجوش شروع می گردد. یک عنصرمسلمان بامشاهده ی زندگی وبیداری طبیعت، ازخدا می خواهد که وضعیت اورا به بهترین صورت دگر گون نماید.
یامحول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال